مرتضى مطهرى

177

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

افراطكارىهاى مزدكى را در بر داشته باشد ، قهراً هم از جنبهء فكرى و هم از جنبهء اجتماعى از طريقهء مزدكى جاذبهء بيشترى داشت . تودهء مردم ايران بجاى گرايش به طريقهء مزدكى به اسلام كه منادى توحيد و عدل بود گرويدند . در زمان خلفاى جور اموى و عباسى كه روش قيصرى و كسرايى را احيا كردند ، بار ديگر زمينه براى مزدكىگرى فراهم شد ، ولى توجه تودهء مردم كه حساب اسلام را از حساب خلفا جدا مىكردند و معتقد بودند اسلام را بايد از شر خلفاى جور نجات داد مجالى به مزدكىگرى نداد . از اين رو مىبينيم كه مثلًا در اواخر عهد امويان در شوال سال 129 هجرى قمرى اولين روزى كه سياه جامگان ايرانى نهضت خويش را در « سفيذنج » از نواحى مرو رسماً اعلام كردند و پرچم خويش را برافراشتند ، بر پرچم آنها اين آيه به چشم مىخورد : « أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ » « 1 » . در آن روز كه روز عيد فطر بود ، سليمان بن كثير كه يك تن از رهبران نهضت جديد بود ، به دستور ابومسلم خراسانى به اقامهء نماز عيد فطر و ايراد خطبه پرداخت و انقلاب عليه دستگاه خلافت اموى را در خطبهء نماز عيد اعلام كرد . اگر آيين مزدك در آن روز در ميان ايرانيان جاذبه‌اى قوى مىداشت هيچ فرصتى از آن فرصت كه باز هم مانند داشت بهتر براى ظهور و بروز و گرايش ايرانيان پيدا نمىشد ، ولى ما وقتى كه به تاريخ مراجعه مىكنيم مىبينيم كه نهضتهاى عدالتخواهى ايرانيان در دورهء اسلام متكى به اسلام بوده است نه مزدكىگرى و غيره . علت اينكه مزدكىگرى نيز مانند مانويت به كلى منقرض شد و حتى به صورت يك اقليت مانند زردشتىگرى باقى نماند ، همان است كه در علت انقراض مانويان گفته شد كه : مسلمين مزدكيان را اهل كتاب نمىشمردند و براى مذهب آنها ريشهء آسمانى قائل نبودند و مزدكىگرى را مانند مانوىگرى نوعى « زندقه » به شمار مىآوردند . اين بود كه آيين مزدكى نتوانست لااقل مانند زرتشتىگرى به صورت يك اقليت باقى بماند . البته جنبه‌هاى افراطى مزدكىگرى ، چه از جنبه‌هاى اخلاقى و زهد و رياضت و چه از جنبه‌هاى اجتماعى و اشتراكى مطلق ، عامل ديگرى است براى انقراض كلى اين آيين و اين مسلك .

--> ( 1 ) . حج / 39 .